قلبم را دادم به تو که عشق منی ، با تو
آمدم، آمدم تا جایی که تو میخواهی، با تو می آیم ، می آیم به هر جا که
بروی ، با تو میروم ، میروم هر جا که بروی.... دلم به
سوی آسمان دلتنگی پر میکشد در میان میگیرد یاد تو را ، درد دل میکند با
خاطره هایت ، تکرار میکندحرفهایت ، حرفهایی که تو همیشه با دلم در میان
میگذاری ... نه عزیزم نمیتوانم لحظه ای دور شوم از تو ، نشسته ام بر روی ابرهای خیالت ، و در رویاهای تو سیر میکنم آسمان دلتنگی ام را....
پشت چراغ قرمز پسرك با چشماني معصوم و دستاني كوچك گفت: چسب زخم نمي خواهيد ؟ پنچ تا صد تومن ، آهي كشيدم و با خود گفتم تمام چسب زخمهايت را هم بخرم نه زخمهاي من خوب ميشود نه زخمهاي تو ...
همه جا با توام ، نیست جایی که بی تو باشم ، نیست هوایی که بی تو نفس کشیده باشم
نیست یادی در قلبم جز یاد تو ، نیست مهری جز مهر تو در دلم
چشمانم هنوز غرق نگاه زیبای تواند، آنچه پنهان است در پشت نگاهت دنیای عاشقانه من است
همه
جا با توام ، آنجا و اینجا در قلبم ، اینجا و آنجا در قلبت ، می تابم و و
میتابی ، میمانم و میمانی، میدانم و میدانی که چقدر هم تو مرا دوست داری ،
هم من دیوانه توام...
چه خوب میفهمی در دلم چی میگذرد ، چی خوب معنا میکنی نگاهم را ، چه عاشقانه میشنوی حرفهایم را
پاسخ دل گرفته ام را با عشق میدهی، وقتی دلتنگم ، خبر داری از دل تنگم ، وقتی تشنه دیدارم ، سیراب میکنی مرا عشقم
همه جا با همیم ، نیست جایی که بی تو باشم ، نیست راهی که بی تو رفته باشم...
همه جا خاطره ، همه جا عشق ، همه جا عطر حضور تو ، جایی نیست که نباشد عطر نفسهای تو
همه جا خاطره ، جایی نیست که نمانده باشد یادی از تو....
تویی که جان داده ای به تنم و این یاد تو است که نفس میدهد به این تنی که روحش در وجود تو است
روح عشق در وجودمان، این است روزهای زندگی مان ، با عشق روزمان شب میشود و با یاد هم شبهایمان را سر میکنیم...
همه جا با توام ، تو اینجا همیشه در قلبمی و من آنجا باز هم به عشقت نفس میکشم...![]()
کاش میشد سهم من از با تو بودن تنها آرامش و عشق باشد نه دلتنگی و انتظار...
هر
گاه نیستی و دلتنگ توام نامت را در دلم زمزمه میکنم ، اینگونه است که آرام
میشوم ، دلم را راضی میکنم و اینگونه روزهای دلتنگی را سر میکنم
نه عزیزم نمیتوانم لحظه ای در فکر تو نباشم ، هیچگاه فکر نکن که در حال فراموش کردن تو باشم
درست
است که روزها میگذرد، چه زود آسمان تاریک امشب ، روشنی فردا میشود اما
نمیگذرد ، نمیگذرد ، نمیگذر هیچگاه آن عشقی که در قلبم نسبت به تو دارم ،
تمام نمیشود ، تمام نمیشود ، تمام نمیشود هیچگاه آن احساسی که به تو
دارم...
هر چه دوست داری از من بخوا جز فراموش کردنت ، اگر میخواهی
بروی برو اما من هستم ، آنقدر میمانم تا ماندنم مرا یاری کند ، تا دوای
عشقت مرا درمان کند...
میمانم و میمانم تا لحظه مرگم ، آنقدر عاشقت میمانم تا لحظه از دنیا رفتنم قصه عشق مرا بنویسند...
نه
عزیزم به این خیال نباش که روزی سرد شوم ،جانم را از من بگیرند با تو
دوباره زنده میشوم ،دنیا را از من بگیرند با تو دوباره صاحب دنیا میشوم
....
هیچگاه نمیتواند کسی تو را از من بگیرد، میدانی که قلبم بی تو میمیرد،تو در قلبمی و هیچگاه دنیای عاشقانه من نمیمیرد....
![]()

کی بودم برات و تا کجا موندم به پای تو
به خودت برگرد و ببین از همه دل کندمو
به تو وابستمو همه ی زندگیمو گذاشتم برای تو
منم قید همرو به خاطر تو زدم
که دیگه دل به کسی جز تو ندم
اینو بدون عاشق تو منم
منم قید همرو به خاطر تو زدم
که دیگه دل به کسی جز تو ندم
اینو بدون عاشق تو منم
خودتو بذار به جای من ببین چی میکشم
تو خیالمم نبود اینجوری عاشقت بشم
تو میگی فرقی نداره هر چی گفتم بیخوده
میگی راهمون جدا شد همه چی عوض شده
ولی تو هر چی بگی بازم پریشون توئم
باز مث گذشته آواره و حیرون توئم
منم قید همرو به خاطر تو زدم
که دیگه دل به کسی جز تو ندم
اینو بدون عاشق تو منم
منم قید همرو به خاطر تو زدم
که دیگه دل به کسی جز تو ندم
اینو بدون عاشق تو منم![]()
که گذشته،که شاید فراموش کردن بعضی هاش برات خیلی سخته که هیچوقت نتونی
فراموش کنی.....! وباید بزاریشون توی دریچه قلبت و درشو محکم ببندی که مبادا
یه نفربهش دست پیداکنه ،اگر گذاشتی توی قلبت همیشه برای خودت نگهش دار
ولی گاهی وقتا فقط بهشون سربزن وخاک هایی که روش نشسته روپاک کن
چون برات خیلی باارزشن ......عصر جمعه رو یادت میاد؟ یادت میاد که تنهایی
میاد سراغت ؟ میبینی چقدر غریبی؟ چقدر تنهایی؟ دلت میخواد یه جای خلوت پیدا
کنی تا فقط برای خودت باشی .......ولی وقتی گریه میکنی هیچ کس از
دلت خبر نداره،مشکل ما آدما اینه که ظاهر اطرافیانمون رو میبینیم ولی
از دل پر تلاطمشون خبر نداریم.....!
خدایا...........
![]()
آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما / آفتابی جنوبی (لاتین، یونانی)
آلبانی: سرزمین کوه نشینان
آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن (فرانسوی، ژرمنی)
آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود
اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)
:ادامه مطلب:![]()

کاش میشد دیدنت رویا نبود
گفته بودی با تو می مانم ولی...
رفتی و گفتی و اینجا جا نبود
سالیان سال تنها مانده ام
شاید این رفتن سزای من نبود
من دعا کردم برای بازگشت
دست های تو ولی بالا نبود
باز هم گفتی که فردا میرسی
کاش روز دیدنت فردا نبود
![]()
پر از عشق و عادت ، بدون حسادت / دلم تنگته
گله بی گلایه ، بدون کنایه / دلم تنگته
پر از فکر رنگی ، یه جور قشنگی / دلم تنگته
تو جایی که هیشکی ، واسه هیشکی نیستو ، همه دل پریشن!
دلم تنگه تنگه ، واسه خاطراتت ، که کهنه نمیشن
دلم تنگه تنگه برای یه لحظه ،کناره تو بودن
یه شب شد هزار شب ، که خاموش و خوابن / چراغای روشن
******
منه دل شکسته ، با این فکر خسته / دلم تنگته
با چشمای نمناک ، تر و ابری و پاک / دلم تنگته
ببین که چه ساده ، بدون اراده / دلم تنگته!
مثله این ترانه ، چقدر عاشقانه / دلم تنگته
دلم تنگته …
یه شب شد هزار شب ، که دلغنچه ی ما ، قرار بوده واشه
تو نیستی که دنیا ، بسازم نرقصه ، به کامم نباشه
چقدر، منتظرشم ، که شاید از این عشق ، سراغی بگیری!
کجا ، کی ؟ کدوم روز؟ / منو با تمام دلت میپذیری؟!
منه دل شکسته ، با این فکر خسته / دلم تنگته
با چشمای نمناک ، تر و ابری و پاک / دلم تنگته
ببین که چه ساده ، بدون اراده / دلم تنگته!
مثله این ترانه ، چقدر عاشقانه / دلم تنگته
دلم تنگته …![]()

چتر باز کردم![]()
![]()
زیبا و زشتش پای توست، تقدیر را باور نکن
از نو دوباره رسم کن، تصویر را باور نکن
پرواز کن تا آرزو، زنجیر را باور نکن![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |










