متن کامل ترانه های استاد معین

یکی را دوست می دارم

يكي را دوست مي دارم ، ولي افسوس او هرگز نمي داند
نگاهش مي كنم ،شايد بخواند از نگاه من ، كه او را دوست دارم
ولي افسوس او هرگز نگاهم را نمي خواند ‹ و ا ي ›
به برگ گل نوشتم من ، كه او را دوست مي دارم
ولي افسوس ، او گل را به زلف كودكي آويخت ، تا او را بخنداند

صبا را ديدم و گفتم صبا ، دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم ، تو را من دوست مي دارم
ولي ناگه ، ز ابر تيره برقي جست و روي ماه تابان را بپوشانيد
من به خاكستر نشيني ، عادت ديرينه دارم
سينه مالا مال درد ، اما دلي بي كينه دارم
پاكبازم من ولي ، در آرزويم عشق بازي

مثل هر جنبنده اي ، من هم دلي در سينه دارم
من عاشق ، عاشق شدنم
در كدامين مكتب و مذهب ، جرم است پاكبازي
در جهان ، صدها هزاران پاكباز ، در سينه دارم
كار هر كس نيست مكتب داري اين پاكبازان
هديه از سلطان عشق ، بر هر دو پايم پينه دارم

من عاشق ، عاشق شدنم
من از بيراهه هاي هله بر مي گردم و آواز شب دارم
هزار و يك شبي ديگر ، نگفته زير لب دارم
مثال كوره مي سوزد تنم از عشق ، اميد طَرب دارم
حديث تازه اي از عشق مردان حَرب دارم
من عاشق عاشق شدنم ، من عاشق عاشق شدنم
من به خاكستر . . .
دل سوخته

دلسوخته تر از همه سوخته گانم
از جمع پراکنده رندان جهانم
در صحنه بازیگری، کهنه دنیا
عشق است این کهنه قمار من بازیگر آنم
با آن که غم باخته در وادی عشقم
بازنده ترین هست در این جمع نشانم

ای عشق، از تو زهر است به کامم
دلسوخت، تن سوخت، ماندن حرامم
عمریست که می بازم و یک برد ندارم
اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم

ای دوست مزن زخم زبان جای نصیحت
بگذار ببارد به سرم سنگ مصیبت
من زنده از این جرمم و تو ذبح مجازات
مرگ است مرا گر بزنم حرف ندامت
باید که ببازم، با درد بسازم

من در به در عشقم و رسوای جهانم
چون سایه به دنبال سر عشق روانم
او کهنه حریف منو من کهنه حریفش
سرگرم قماریم و او رو سر جانم


سفر

سفر کردم که از عشقت جدا شم
دلم می خواست دگر عاشق نباشم
ولی عشقت تو قلبم مونده، ای وای
دل دیوونمو سوزونده ای دل
هنوزم عاشقم، دنیای دردم
مثل پروانه ها دورت می گردم

سفر کردم که از یادم بری، دیدم نمیشه
آخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه
غم دور از تو موندن، یه بی بال و پرم کرد
نرفت از یاد من عشق، سفر عاشق ترم کرد
هنوز پیش مرگتم من، بمیرم تا نمیری
خوشم با خاطراتم، اینو از من نگیری

دلم از ابر و بارون به جز اسم تو نشنید
تو مهتاب شبونه فقط چشمم تو رو دید
نشو با من غریبه مثل نا مهربونها
بلا گردون چشمهات زمین و آسمونها
می خواهم برگردم اما می ترسم، می ترسم ، بگی حرفی ندارم
بگی عشقی نمونده، می ترسم بری تنهام بزاری

تو رو دیدم تو بارون، دل دریا تو بودی
تو موج سبز سبزه، تو صحرا تو بودی
مگه میشه ندیدت، تو مهتاب شبونه
مگه میشه نخوندت، تو شعر عاشقونه


هیچکی

دو تا چشمام همه جا دنبال تو مي گرده
با نبودنت دلم با غصه ها سر كرده
شب و روز در پي تو من همه جا رو گشتم
يكي گفت غصه نخور اون داره بر مي گرده

زندگي با عشق تو رنگ ديگه داشت برام
رفتي و بدون تو تلخ شده روز و شبام
دل من با هيچ كسي نمي تو نست خو بگيره
شب و روز منتظر و چشم به رات مونده نگام
كسي مثل تو نشد كسي مثل تو نبود

همش از خدا مي خوام كه بيايي زود زود
كاش كه مي شد دوباره باز هم و پيدا بكنيم
سفره عشق مونو با هم ديگه وا بكنيم
كاش تو اين شهر غريب صداي آشنا بياد

دل من هواتو كرده فقط هم تو رو مي خواد
كسي مثل تو نشد كسي مثل تو نبود
همش از خدا مي خوام كه بيايي زود زود


عاشقانه

ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر تو هم سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی كه شوید جسم خاك
هستی ام ز آلودگی ها کرده پاک

ای طپش های تن سوزان من
آتشی در سایه مژگان من
ای مرا با شور شعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخته
چون تب عشقم چنین افروختی
لاجرم شعرم به آتش سوختی

ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
بیش از اینت گر كه در خود داشتم
هر كسی را تو نمی انگاشتم

به دیدارم بیا

به ديدارم بيا ماه دراومد
چراغ روشن راه در اومد
اگه شب شده مهتاب توي راهه
نشون ما دو تا فانوس راهه

بذار بخنده چشمات به نگاهم
کتاب عاشقي توي نگاهه
عزيز من چشم انتظارم نذار
بيا و زندگي رو با خود بيار

با تو نفس کشيدن رو دوست دارم
هميشه با تو بودن رو دوست دارم
بيا که فصل پر پرواز من
دوباره پر گشون رو دوست دارم

بسه ديگه مُردم از اين بي کسي
اين همه تنهايي و دلواپسي
دل واسه ديدار تو پر مي زنه
کاشکي بدوني که ندارم کسي
هم قسم

عزیز هم قسم مگر
كه مرگ من تورا دگر
ز قلب من جدا كند
فدای چشم مست تو
اگر به راه عشق تو
خدا مرا فنا كند
![]()
ای نفسهای تو عاشق، ای تو خوب موندنی
زنده ام با نفس تو، تا همیشه با منی
مثل شبنم رو پر گل من رو با خودت نگه دار
سینت رو گهواره ای کن، برای این تن تبدار
زیر سرو عاشقیمون، عطر موهات رو رها کن
یاس عاشقیت رو بگشا، من رو از خودم جدا کن![]()
تمنا
![]()
اي جان من
هر کس به تمناي کسي غرق نياز است
هر کس به سوي قبله ي خود رو به نماز است
هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
با عشق در اميخته در راز و نياز اسث![]()
اي جان من تو . جانان من تو
در مذهب عشق ايمان من تو
هيهات که کوتاه شود با رفتن جانم
اين دست تمنا که به سوي تو دراز است
![]()
هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
با عشق در اميخته در راز و نياز اسث
هر که در عشق تو گم شد از تو پيدا مي شود
قطره ي نا قابل دل از تو دريا مي شود
دستي که به درگاه خدا بسته پل عشق
کوتاه نبينيد که اين قصه دراز است
![]()
خاصييت عشق مي جوشد از تو
دل رنگ اتش مي پويد از تو
هر گوشه ي اين خاک که دل سوخته اي هست
از دولت عشق تو در ميکده باز اسث
![]()
هر کس به تمناي کسي غرق نياز است
هر کس به سوي قبله ي خود رو به نماز است
هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
با عشق در اميخته در راز و نياز اسث
اي جان من . ايمان من![]()
ارباب وفا
بیا با من بزن جام بیا بخون تو چشمام
که با تو شاد شعرهام که بی تو خیلی تنهام
گرفتار تو هستم نگهدار تو هستم
به من تکیه کن از عشق
که من یار تو هستم که من یار تو هستم

حیف است که ارباب وفا را نشناسی
ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی
حیف است عزیزم که تو با این همه احساس
این پاک ترین عشق خدا را نشناسی ما را نشناسی
بشناس منو بشناس تو دوست داشتن و بشناس
تو باد بهاری گل و گلشن و بشناس
پنهون نشو از من گریزون نشو از من
دور تو بگردم رو گردون نشو از من رو گردون نشو از من

حیف است که ارباب وفا را نشناسی
ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی
حیف است عزیزم که تو با این همه احساس
این پاک ترین عشق خدا را نشناسی ما را نشناسی

در دست تو هست دلم ای دزد
سر مست تو هست دلم ای دزد
دنبا کسی غیر تو نیست
تا وصل تو هست دلم ای دزد
گلبانگ منو نبر از یاد
عاشق شدن رو نبر از یاد

من خستم و عشق یه جهانش
کین یک سخن رو نبر از یاد
حیف است که ارباب وفا را نشناسی
ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی
حیف است عزیزم که تو با این همه احساس
این پاک ترین عشق خدا را نشناسی ما را نشناسی

بیا با من بزن جام بیا بخون تو چشمام
که با تو شاد شعرهام که بی تو خیلی تنهام
گرفتار تو هستم نگهدار تو هستم
به من تکیه کن از عشق
که من یار تو هستم که من یار تو هستم

حیف است که ارباب وفا را نشناسی
ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی
حیف است عزیزم که تو با این همه احساس
این پاک ترین عشق خدا را نشناسی ما را نشناس